کتاب قدرت در درون شماست
کتاب قدرت در درون شماست نوشته لوئیز ال هی (Louise Lynn Hay) به شما نشان میدهد که چقدر قدرتمند هستید. بر همین اساس، کتاب حاضر بیان کنندهی نظرات و پیشنهادات لوئیز ال هی است که با کند و کاو خویش و عمل به یافته های این تلاش توانسته است پارهای از مشکلات خود را رفع نماید.
معرفی کتاب قدرت در درون شماست
عمدهترین مبحث مستقل کتاب قدرت در درون شماست (The Power Is Within You)، طرح نیرویی به نام قدرت درون است که نویسنده ادعا می کند با تأسی به آن میتوان هرگونه مانعی را از سر راه برداشت.
هرچه بیشتر با قدرت درونیتان ارتباط برقرار کنید، بیشتر میتوانید در همهی حیطههای زندگیتان رها باشید.
چه کسی هستید؟ چرا به این دنیا آمدهاید؟ باورهایتان دربارهی زندگی چیست؟ هزاران سال است که جواب این سؤالات در درون خودمان قرار داشته است. اما معنای آن چیست؟
طرز تفکر نویسنده در رابطه با قدرت درون
لوئیز ال هی (Louise Lynn Hay) معتقد است قدرتی در درون همهی ما وجود دارد که میتواند عاشقانه ما را به سوی سلامت کامل، ارتباطات عالی و مشاغلی کامل سوق دهد، و میتواند هر نوع خوشبختی را برایمان به ارمغان بیاورد. برای اینکه اینها را به دست آوریم، ابتدا باید باور داشته باشیم که امکانپذیر هستند. سپس باید مایل باشیم الگوهایی را در زندگیمان به وجود آوریم که خالق شرایطی مخالف میل ما هستند.
ما چنین کاری را با رجوع به درون و تکیه به قدرتی درونی که اکنون میدانیم چه چیزهایی برای ما بهترین هستند، انجام میدهیم. اگر بخواهیم زندگی ما با این قدرت عظیم درونیمان همراه شود، میتوانیم زندگی دوستداشتنیتر و سعادتمندانهتری را خلق کنیم.
لوئیز ال هی، سخنران و مدرس علوم ماورای طبیعت است. او همچنین نویسندهی کتابهای پرفروش متعددی است و بیش از بیست سال، چهار میلیون انسان را در کشف و استفادهی درست از استعدادشان برای قدرتهای خلاق و رشد فردی و خود درمانی یاری کرده است.
جملات برگزیده کتاب قدرت در درون شماست:
– اتفاقی ناگوار ممکن است خیلی برایمان سودمند باشد اگر ما به روشهایی به آن نزدیک شویم که بتوانیم رشد یابیم.
– خشم هیجانی صادقانه است که وقتی به شکل ظاهری تخیله نشود، در درون فرو خورده میشود و اغلب به شکل بیماری یا ناکارآمدی رشد مییابد.
– ما چیزی فراتر از کالبد و شخصیتمان هستیم. روح درونی همیشه زیبا و دوستداشتنی است، مهم نیست ظاهر بیرونیمان تا چه حد ممکن است تغییر کند.
– وقتی به بصیرت درونی دست یابیم، افقهایمان گسترده میشوند.
– هریک از ما با جهان و با همهی زندگی پیوند کامل داریم. قدرت در درون ما است تا افقهای آگاهیمان را گسترش دهیم.
در بخشی از قدرت در درون شماست میخوانیم:
هیچ مشکلی وجود ندارد که عشق کافی نتواند بر آن غلبه کند. هیچ مرضی وجود ندارد که عشق کافی نتواند آن را درمان کند. هیچ دری نیست که عشق کافی نتواند بازش کند. هیچ خلیجی نیست که عشق کافی نتواند پلی بر روی آن بزند. هیچ دیواری نیست که عشق کافی نتواند آن را فرو بریزد. هیچ گناهی نیست که عشق کافی نتواند جبرانش کند.
تفاوتی نمیکند که دردسر تا چه حد ممکن است شدید باشد، چقدر ناامیدکننده باشد، چقدر پیچیده باشد، چقدر اشتباه بزرگی باشد. حضور کافی عشق، همهی آنها را برطرف میکند و اگر شما بتوانید به اندازهی کافی عشق بورزید، خوشحالترین و قدرتمندترین شخص در جهان خواهید بود.
فهرست مطالب کتاب قدرت در درون شماست
بخش اول: هشیار شدن
1. قدرت درون
2. ندای درونی مرا را دنبال کنید
3. قدرت کلام شما
4. نوارهای قدیمی را دوباره برنامهریزی کنید
بخش دوم: برطرف کردن موانع
5. شناخت موانعی که شما را از حرکت بازداشتهاند
6. احساساتتان را رها کنید
7. رهایی از درد و رنج
بخش سوم: عاشق خودتان باشید
8. چطور عاشق خودتان باشید
9. عاشق کودک درون باشید
10. رشد کردن و پیر شدن
بخش چهارم: خرد درونیتان را به کار ببرید
11. دریافت خوشبختی و سعادت
12. خلاقیت خود را آشکار کنید
13. مجموع احتمالات
بخش پنجم: از گذشته رها شوید
14. تغییر و تحولکلام پایانی
پیوست: مراقبههایی برای درمان خودمان و سیارهمان
معرفی کتاب قدرت در درون شماست
«قدرت در درون شماست» کتابی از لوئیز ال.هی (۲۰۱۷-۱۹۲۶) درباره خودپذیری و تحول درونی است.
هرچه بیشتر با قدرت درونیتان ارتباط برقرار کنید، بیشتر میتوانید در همهی حیطههای زندگیتان رها باشید.
لوئیز هی در ابتدای کتابش اینگونه میگوید:
چه کسی هستید؟ چرا به این دنیا آمدهاید؟ باورهایتان دربارهی زندگی چیست؟ هزاران سال است که جواب این سؤالات در درون خودمان قرار داشته است. اما معنای آن چیست؟ من معتقدم قدرتی در درون همهی ما وجود دارد که میتواند عاشقانه ما را به سوی سلامت کامل، ارتباطات عالی و مشاغلی کامل سوق دهد، و میتواند هر نوع خوشبختی را برایمان به ارمغان بیاورد.
برای اینکه اینها را به دست آوریم، ابتدا باید باور داشته باشیم که امکانپذیر هستند. سپس باید مایل باشیم الگوهایی را در زندگیمان به وجود آوریم که خالق شرایطی مخالف میل ما هستند. ما چنین کاری را با رجوع به درون و تکیه به قدرتی درونی که اکنون میدانیم چه چیزهایی برای ما بهترین هستند، انجام میدهیم. اگر بخواهیم زندگی ما با این قدرت عظیم درونیمان همراه شود، میتوانیم زندگی دوستداشتنیتر و سعادتمندانهتری را خلق کنیم.
درباره کتاب
قدرت در درون ماست به افکار و قلم خانم لوییس ال هی در پانزده فصل نوشته شده است . محور اصلی این کتاب که پیرامون آن بحث می کند ، نیرویی درونی به نام قدرت درون است. که انسان با توجه و تکیه بر آن می تواند تمام موانع را از سر راه بردارد.
البته نویسنده اذعان می کند که همین مسئله در اسلام نیز مطرح است تحت عنوان “هدایت عامه”. که انسان ها با توجه به نیروی درونی خود به سوی هدفی معین حرکت می کنند.هدف نویسنده از نوشتن این کتاب ،رسیدن به بهداشت روانی است.البته از مسیر روش های درمانی و فلسفه مثبت گرایی. کتاب” قدرت در درون ماست” در سی کشور جهان و به ۲۳ زبان مختلف ترجمه شده است .
حتما بخوانید: کتاب راز
خلاصه کتاب قدرت در درون ماست
آگاه شدن
در پی سوال های مختلفی که ما برای خود شناسی میپرسیم، این سوال به وجود می آید که به راستی خود شناسی چیست؟در درون هر یک از انسان ها نیرویی وجود دارد که میتواند انسان را به سوی سلامت کامل وزندگی بهتر هدایت کند. اما قدم اول این است که انسان ،خودش را باور داشته باشد و این کار تنها با خودشناسی به وسیله قدرت درون است که امکان پذیر میشود.
ما به ذهن برتر یا همان قدرت برتر که ما را از میان جرقه های نور درونمان یعنی خودِ برتر ما،یا همان قدرت درون خلق کرد ؛متصل هستیم.قدرت برتر جهانی که تمام خلایق خویش را دوست دارد.او عشق محض است. بسیار مهم است که بتوانیم زندگیمان را در جهت این قدرت درون سوق دهیم. زیرا در این صورت زندگی تنها زیبایی است و بس.
اگر انسان به وسیله قدرت برتر جهانی خود که همان قدرت درون اوست، بتواند انتخاب های آگاهانه ای داشته باشد بی شک میتواند زندگی جدیدی که تنها زیبایی در آن وجود دارد را بسازد.
قدرت درون
هرانسانی با توجه به طرز فکر و ادراکات حسی خود در به وجود آوردن حالات روحی اعم از خوب و یا بد برای خودش، نقش به سزایی دارد.به عبارتی ما باید مسئولیت رفتارهایمان را برعهده بگیریم و کسی را در شکل گیری رفتارمان مقصر ندانیم.چراکه مقصر دانستن دیگران تنها میتواند قدرت درون ما را از بین ببرد.
مسئولیت پذیر بودن یعنی عکس العمل مناسب در شرایط متفاوت نسبت به رفتارهایی که داشتیم.برای بهره مندی از قدرت درون فقط باید در لحظه زندگی کرد.حالی که وجود دارد.
آدمی میتواند باورها و عقاید خودش را داشته باشد فارغ از این که در جهان اطراف چه میگذرد.اما نقطه مشترکی که در همه وجود دارد فکر کردن به مصالح و خیر خودمان است.که در این صورت باید به صدای درون گوش دهیم. لذا این کار با توجه به دستورهایی که از سوی اطرافیان به ما داده میشود ،آسان نخواهد بود.
اما در اخر این خودِ ما هستیم که باید با انتخاب های درست ،حامی خودمان باشیم و با کمک قدرت درون به شعوری برسیم که پاسخ همه سوالات را میداند.
نکته ای که وجود دارد این است که در کنار مسئولیت پذیری و توجه به قدرت درون ،باید خودمان را دوست داشته باشیم تا با روح نامحدود جهان آشنا شویم و ارتباط نزدیک تری با آن برقرار کنیم.انسان هایی که خودشان را دوست دارند؛موفق تر،شادتر و زیبا ترند.و اتفاقات بد نمیتواند برای آنها مانع و یا مسئله مهمی باشد.
پیروی از صدای درون
در کلیسای علوم مذهبی که بنیان گذار آن ارنست هولمز است به مردم می آموزند که باید از طنین درون که صدای درونی نیز نامیده می شود ، پیروی کنند.هرچند در بیرون عملی،کار نامعقول جلوه کند اما چون به تأیید صدای درونی خویش رسیده صحیح و مناسب است.
همیشه برای یک زندگی جدید و رو به راه باید به چیزهایی فکر کنیم که تا آن لحظه به آنها فکر نشده است. هروقت چیزهای جدید وارد ذهن شوند ضمیر ناخودآگاه ،زندگی جدید را میطلبد.اما حقیقت این است که تجدید نظر در باورهاو افکاری که سال ها با انسان بوده است ،نمیتواند به راحتی جای خود را به افکاری جدید بدهد. اما میتوان با دقت بیشتر و در زمانی طولانی و با هدفی مثبت کاری از پیش برد.
تمام افکاری که ما از بچگی با آنها بزرگ شدیم شاید درست نباشد.و ما باید با رسیدن به سن بلوغ و رشد افکار درست را جایگزین آنها کنیم. در غیر این صورت کل زندگی حاصل تفکرات غلط خواهد شد که راه به جایی نخواهد داشت.
اگر از بروز احساساتمان جلوگیری کنیم ،مطمئنا آنها جایی در بدن پیدا می کنند تا کنار هم جمع شوند. اگر عمر خود را به انباشت عواطف مرده وجودمان بگذرانیم سرانجام آنها خودشان را در قسمتی از بدن به گونه ای بروز خواهند داد.
در این بخش از کتاب قدرت در درون ماست نویسنده بیشتر به بیماری خود ونحوه برخورد با آن را بیان می کند.خانم هی وقتی میفهمد که به سرطان رحم مبتلا شده بیشتر به علم روان و ماوراءالطبیعه و روحانیت میپردازد. او میداند که وجود سلامت تغذیه و تحت نظر بودن پزشک فقط میتواند به او کمک کند. اما درمان واقعی او در درون ذهن خودِ اوست. او تصمیم گرفت که خودش را بیشتر دوست بدارد و ساعات روزمره زندگی خود را با هدف سپری کند.
سعی کرد که شعور و حس بخشش را در خودش تقویت کند تا حس بهتری نسبت به زندگی و اطرافیان داشته باشد.خانم هی با بخشیدن دیگران متوجه شد که به قدرت درونی خودش اعتماد بیشتری پیدا کرده و همین امر باعث افزایش اعتماد به نفس او شده است.و به همین علت روز به روز احساس جوانی میکرد و بهتر و کامل تر میتوانست در مقابل بیماری بایستد.
و در اخر به بیان این نکته می پردازد که اگر خواستار یک تحول شگرف در زندگی خود هستیم باید با عوض کردن نگرش خودمان این تحول را در فکر و روح خود ایجاد کنیم .فارغ از این که کجا هستیم و چه اتفاقاتی برایمان افتاده است.در این صورت است که می توان ذهن را به خدمت زندگی برای تکامل اعمال به کار گرفت.
قدرت کلمات (قانون ذهن)
هر عملی در این دنیا عکس العملی دارد.این قانون ذهن است مثل هر قانون دیگری{قانون جاذبه،قانون الکتریسیته و …}. زمانی که ما یک مطلبی در مورد موضوعی بیان میکنیم ،این سخن ما از قانون ذهن ما خارج شده و دوباره به صورت تجربه به ما بر میگردد.قانون ذهن درست مثل قانون سوم نیوتون است.منتها در شرایط متافیزیکی و غیرمادی! با مقایسه این دو قانون در می یابیم که یک رابطه منطقی بین قوانین فیزیکی و روحی برقرار است .
افکار به سرعت وارد ذهن ما میشوند و مسلما نمیتوان آنها را سریعا مدیریت کرد. این در حالی است که قدرت تکلم ما بسیار کند تر عمل میکند.پس ما باید با گوش کردن و اصلاح صحبت هایمان به افکارشکل منعطف تری بدهیم. تا قدرتی که درلحن نهفته است، اثر خودش را بگذارد.هر سخنی که از زبان ما جاری می شود به صورت تجربه و عمل به خودِ ما باز میگردد.به عبارت دیگر میتوان گفت با دیگران آن طور رفتار کن که میل داری با خودت رفتار شود.
ذکر این نکته لازم است که حتی آنچه که پدر و مادرمان به ما گفته اند اعم از جملات دستوری ،عاطفی و…این باور را به ما داده است که تنها در صورت پذیرفتن این جملات میتوانیم انسان محبوب و مقبول واقع شویم . در حالی که شاید سخنان آنها با عمق وجودی ما و ارزش های ما مغایرت داشته باشد.
لحن و روش گفت و گوی درونی بسیار بااهمیت است. یعنی همان روشی که ما با خودمان ارتباط می گیریم. این ارتباط ، پایه و اساس رابطه و لحن صحبت ما با دیگران است.در واقع اگر بخواهیم مسئولیت زندگیمان را برعهده بگیریم باید مسئولیت زبانمان را تقبل کنیم.چراکه زبان وسیله و بیان راهی است که ما افکارمان را به بیرون منتقل میکنیم.
ضمیر نیمه هوشیار
قدرت کلمات بر قدرت ضمیر نیمه خودآگاه {نیمه آگاه منطقه ایست بین خودآگاه و ناخودآگاه}ما تأثیر زیادی دارد. ضمیر نیمه آگاه انسان به سرعت عمل می کند و تمام افکار و کلمات و انتخاب های مارا در لحظه می پذیرد.از این روی باید سعی کنیم که هرچه بیشتر از انرژی و کلمات منفی پرهیز کنیم. و بهترین راه حل برای این کار عشق ورزیدن به خودمان است.
کتاب قدرت در درون ماست
بازنگری مجدد افکار
تصدیق مؤثر است.ضمیر نیمه آگاه همه چیز را روشن و واضح میخواهد. یعنی باید در گفت وگوی درونی مستقیم و مثبت صحبت کنیم تا همان را بپذیرد.به عبارتی باید تصدیق مثبت بر آن بگذاریم.
گاهی این تصدیق با بیان کلمات صورت میگیرد .مثل این که بگوییم “از این ماشین متنفرم” قطعا با این بیان ماشین دیگری هم بخریم احساس رضایت نخواهیم داشت.در مقابل باید بگوییم “من یک ماشین زیبای جدید میخواهم که نیازهایم را رفع کند.” گاهی این تصدیق با قبول کردن این که استحقاق آنچه را که در آرزویش هستیم، را داریم.در واقع باید باور کنیم که لیاقت خوبی را داریم .
مهم نیست که در این جهان چه می کنید.شما درون خود شعوری را دارید که همواره به حقیقت جهانی متصل است.دیگران تنها در صورتی قدرتشان را بر ما چیره می بینند که ما انرژی درونیمان را صرف آنها کنیم.
رفع موانع براساس کتاب قدرت در درون شماست
ما در کنار همه توانایی هایمان،موانعی را داریم که بعضی از آنها علت عدم توانایی ما هستند.مهم ترین موانعی که بر سر راه ما قرار میگیرند انتقاد، ترس، احساس گناه و انزجار است.که بیشترین منفی بافی را در ذهن ما به وجود می آورند.
افرادی که به انتقاد از دیگران می پردازند اصولا در زندگی زیاد مورد نقد قرار گرفته اند.و هیچ گاه نتوانستند بفهمند که هیچ انسانی بی عیب و کامل نیست.اگر ما از دیگران شکایت کنیم و آنها را مورد نقد قرار دهیم ،در اصل قسمتی از رفتار و افکار خودمان را زیر سوال برده ایم.به عبارتی ساده تر میتوان گفت که هرچیزی که در مورد دیگران می گوییم در حقیقت در خودمان وجود دارد.چرا که هر کسی گوشه ای از انعکاس رفتارهای ماست.
وقتی که احساس گناه میکنیم باید روشی که در زندگی سابقمان داشتیم را رها کنیم.و دیگران را با افکار خودشان تنها بگذاریم.برای این که احساس گناه کمتری داشته باشیم،باید به رفتارهایی که باعث تأسف میشوند “نه” بگوییم. و خودمان را ببخشیم.
بگذارید احساساتتان بروز پیدا کند(ترس و انزجار)
در بین همه احساساتی که انسان دارد شاید احساس خشم و انزجار مخرب ترین انها باشد.وقتی که احساس خشم به انسان دست میدهد و از دست کسی عصبانی میشود نباید سعی کند که این خشم را در خودش کنترل کند.چراکه با انجام این کنترل به مرور زمان شخص دچار اختلالات روحی و روانی و صدمات جسمی می شود.این خشم باید به بیرون منتقل شود.ورزش، داد زدن در خلوت، زدن بالشت، حرف زدن در مقابل آینه و … از راه های مؤثری است که میتوان خشم را بیرون ریخت.
البته باید بعد از این که خشم خودمان را از دست طرف مقابل ،بیرون ریختیم اورا ببخشیم.اگر در آخر بخشیدن نباشد،تمام آن کارها بی فایده خواهد بود و فقط تلقینی از بیرون ریختن خشم بوده است!انزجار همان خشمی است که روی هم انباشته شده و به صورت نفرت در بدن نفوذ می کند.و حتی گاهی به صورت غده و یا سرطان نمایان میشود.
ترس از نبود اعتماد در وجود ماست که در نتیجه به عدم اعتماد به زندگی منجر میشود.اعتماد تنها راهی است که میتوان بر ترس غلبه کرد .این کار جهش ایمان نام دارد.اعتماد به قدرت درونی که در ارتباط با شعور جهانی است.البته اعتماد به امور نادیده و نامحسوس نه مادیات و جهان فیزیک.
چگونه خودمان را دوست بداریم؟!
لوییس هی در این بخش از کتاب قدرت در درون ماست ده روش برای دوست داشتن خود ارائه میدهد:
اولین آن دست برداشتن از انتقاد جویی از خود و دیگران است.دومین روش این است که باید از ترساندن خویش دوری کنیم.و خودمان را با افکار دلهره آور مجازات نکنیم.سومین روش ،روشی است که با خودمان مهربانانه، صمیمانه و بزرگوارانه برخورد کنیم.چهارمین روش آن است که بیاموزیم با افکار و ذهنمان مهربان باشیم.
پنجمین روش آن است که از خودمان تعریف کنیم.که این کار باعث تحسین روح میشود. اما ششمین روش میگوید که عشق به خودمان یعنی حمایت از خودمان!به این صورت که از دیگران تقاضای کمک بگیریم.وقتی که این کار توسط دیگران اجابت شود در واقع ما از خودمان حمایت کردیم.
هفتمین راه برای دوست داشتن خود این است که نکات منفی خودمان را دوست داشته باشیم.و هشتمین روش این است که مراقب بدنمان باشیم.نهمین روش: استفاده از آینه میتواند در یافتن دلایل ناتوانی ما در دوست داشتن خود مؤثر باشد.
و اما روش دهم و اخر دوست داشتن خود است.اگر بتوانیم در خودمان احساس آرامش ایجاد کنیم و به خودمان احترام بگذاریم آن وقت است که میتوانیم خودمان را دوست داشته باشیم.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.