7 مورد انوع هوش و چگونگی توسعه آنها
هوارد گاردنر، روانشناس و مربی هاروارد، که عمیقا سبک های مختلف یادگیری را مطالعه کرد، در تحقیقات خود نتیجه گرفت که هفت نوع “هوش” مربوط به هفت محفظه مغز وجود دارد. به گفته وی، ما از همه این 7 نوع هوش استفاده می کنیم اما یکی بر دیگران تسلط دارد و از طریق آن بهتر یاد می گیریم.حائز اهمیت است که بواسطه آگاهی نسبت به انواع هوش و چگونگی توسعه آنها ، نوع اصلی هوش خود را شناسایی کنید و از آن برای یادگیری سریع تر و به روشی بسیار کارآمد استفاده کنید.
7 مورد از انواع هوش و چگونگی توسعه آنها را بیاموزید
هوش زبان
این توانایی کار با کلمات است: اگر دوست دارید بخوانید، بنویسید و داستان را دوست دارید و به طور کلی انجام بازی های کلمه ای یا مسابقه ای برایتان آسان است، یعنی هوش زبانی بالاتری دارید. اگر می خواهید سریعتر و بهتر یاد بگیرید، باید از آن بهره ببرید.
چگونه آن را توسعه دهیم:
- جدول کلمات متقاطع حل کنید.
- کلمه بازی کنید.
- عادت کنید کارهای روزمره خود را قبل از خواب بنویسید.
- داستانها را روی نوار ضبط کنید و سپس آنها را رونویسی کنید.
هوش منطقی – ریاضی
این توانایی تفکر انتزاعی و منطقی است: این افراد مستقیماً سراغ واقعیت ها می روند. آنها از پازل و شطرنج لذت می برند. رایانه ها نیز به خوبی با این هوش غالب مطابقت دارند. مثلا فرد دائما در جستجوی ساختارها و روابط بین کلمات و ایده های یک متن است.
چگونگی توسعه آن:
- می توانید الگوریتم هایی را انجام دهید (برای حل یک مسئله از مجموعه دستورالعمل ها رونویسی کنید)،
- ریاضیات،
- بازی های استراتژیک و غیره.
حتما بخوانید: انواع هوش را بشناسید
هوش فضایی/بصری
این توانایی تجسم است. این افراد چیزهایی را اختراع می کنند، عاشق برنامه ریزی هستند، می دانند چگونه نقشه بخوانند و به نظر می رسد دارای یک سیستم GPS داخلی هستند. این افراد معمولاً ذهنی خلاق دارند، در نهایت بسیاری از آنها به سیستم ها و شبکه های ماشین آلات علاقه مند می شوند.
چگونه می توان آن را توسعه داد:
- افرادی که هوش مکانی را نشان می دهند برای خواندن به نشانه های تصویری نیاز دارند. بنابراین ایجاد متن با استفاده از کلمات و تصاویر، هوشمندانه خواهد بود: برای مثال نامه ای به صورت پیوند.
- شما همچنین می توانید بازی های پیچ و خم بازی کنید،
- جزئیات صحنه ای را که می خواهید انتخاب کنید… و غیره
[vc_row][vc_column][vc_single_image image=”3081″ img_size=”full” alignment=”center”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_column_text]
هوش موسیقی
این توانایی “به دست گرفتن” ریتم و صدای موسیقی است: این افراد گوش موسیقی عالی دارند، آنها ریتم دارند، دوست دارند آواز بخوانند یا ساز بزنند. آنها معمولاً اولین کسی هستند که آواز پرندگان را متوجه می شوند. این نوع افراد از همه چیزهایی که مستقیم یا غیرمستقیم به موسیقی متصل هستند بهره خواهند برد.
چگونه آن را توسعه دهیم:
- شما می توانید متن آهنگ های مورد علاقه خود را رونویسی کنید،
- یک ساز بنوازید،
- به موسیقی کلاسیک / ساز گوش دهید در حالی که مطالعه می کنید … تحقیقات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی هنگام مطالعه هر دو نیمکره مغز را فعال می کند: راست از طریق موسیقی، و چپ با انجام ریاضی یا هرگونه تمرین منطقی.
- شما همچنین می توانید از ملودی مورد علاقه خود استفاده کنید و آنچه را که می خواهید حفظ کنید بخوانید!
هوش بدنی-حرکتی
این توانایی ورزش و رقص است، این افراد به طور ذاتی می دانند که چگونه بدن خود را حرکت دهند. یادگیری حرکتی یا لمسی نوعی یادگیری است که در آن به جای گوش دادن به سخنرانی یا تماشای تظاهرات توسط دانشجویان، فعالیت های بدنی صورت می گیرد. افرادی که تمایل به یادگیری حرکتی دارند معمولاً به عنوان “انجام دهندگان” نیز شناخته می شوند.
چگونه آن را توسعه دهیم:
- نوشتن
- کار با کامپیوتر
- تایپ کردن
- راه رفتن هنگام یادگیری
- ستفاده از انگشتان خود در نمادها برای حفظ … و غیره
- هر چیزی که حس لامسه شما را تحریک کند، مورد استقبال قرار می گیرد
حتما بخوانید: توسعه هوش مالی و رشد ثروت
هوش اجتماعی
یا هوش بین فردی، توانایی تعامل با مردم است. این افراد بسیار اجتماعی هستند و تمایل دارند که یک سازمان دهنده عالی در جامعه خود باشند. با این حال، آنها می توانند دستیار باشند در حالی که واسطه خوبی در درگیری ها هستند. آنها همچنین برای کار گروهی ارزش قائل هستند.
چگونه آن را توسعه دهیم:
- یک جامعه یادگیرنده مشتاق پیدا کنید و با آنها معاشرت کنید.
- یا می توانید یک نشست خیالی را با افرادی که برای آنها احترام و ارزش قائل هستید تصور کنید و با آنها وارد چالش شوید.
هوش درون فردی
یا هوش هیجانی، این توانایی احساس اطمینان و راحتی در کار به صورت منفرد است. این افراد نسبت به افرادی که دارای هوش بین فردی هستند، درون گراترند و بنابراین کار فردی را به کار گروهی ترجیح می دهند. آنها معمولاً کنترل بیشتری بر احساسات خود دارند.
چگونه آن را توسعه دهیم:
یک روش عالی برای بهبود این نوع هوش، از طریق تمرین مراقبه ذهن آگاهی است. این راهنمای کامل را مشاهده کنید. همچنین می توانید برای یک ماه کامل، با فواصل 3 ساعته در طول روز (از تلفن هوشمند خود برای تنظیم این برنامه استفاده کنید)، یادداشت هایی در مورد احساس خود یادداشت کنید: آرام باشید، دیگر فکر نکنید و احساسات لحظه ای خود را رونویسی کنید. این روش به طور چشمگیری هوش هیجانی و خودآگاهی شما را افزایش می دهد.
راه دیگری که این روزها مورد توجه قرار میگیرد؛ کمک گرفتن از شخصی تحت عنوان مربی توسعه فردی است که بتواند با تجارب خود این نوع هوش را در درون فرد تقویت کند.
[vc_row][vc_column][vc_single_image image=”3083″ img_size=”full” alignment=”center”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_column_text]
چرا سیستم آموزش در حال شکست است؟
توماس آرمسترانگ، در كتاب خود به روش خود، توجه ما را به اين واقعيت جلب مي كند كه سيستم هاي مدارس فقط بر دو نوع از هفت نوع هوش، يعني هوش زباني و هوش منطقي – رياضي متمركز هستند. افرادی که در غیر این حالت بهتر هستند، مجازات می شوند. رمز موفقیت، صرف نظر از سبک یادگیری زبان آموز، درگیر شدن او در هفت نوع هوش است.
آگاهی نسبت به انوع هوش و چگونگی توسعه آنها و شناخت سبک یادگیری خود کار آسانی نیست! این کار نیاز به مشاهده و کار درونی زیادی دارد. سوالات زیر ممکن است به شما کمک کند سبک یادگیری خود را تعیین کنید.
اگر می خواستید رقصیدن والس یا تانگو را یاد بگیرید چگونه عمل می کنید؟
- سبک زبانی: شاید با کسی که والس بلد است صحبت کند و از او سوالاتی بپرسد.
- سبک منطقی: ریاضی ممکن است بخواهد نموداری را نشان دهد که توالی های مختلف مراحل را نشان می دهد.
- سبک بصری: فضایی مطمئناً از تماشا و امتحان مراحل مختلف اساسی لذت خواهد برد.
- سبک موسیقی: احتمالاً ابتدا به موسیقی گوش می دهد و سپس مراحل را با توجه به توضیحات مکتوب تصور خواهد کرد.
- سبک جنبشی یا “انجام دهندگان” به دنبال یک شریک برای آموزش او می گردد.
- سبک بین فردی: برای کلاس های رقص ثبت نام می کند.
- سبک درون فردی: احتمالاً برخی کتاب ها یا برنامه ها را می خرد و به تنهایی جلوی آینه تمرین می کند.
تئوری هوش های چندگانه
دکتر هوارد گاردنر: “هوش های چندگانه یک تئوری روانشناختی در مورد ذهن است. این اشتباه است که یک هوش واحد وجود دارد که ما با آن متولد شدهایم، قابل تغییر نیست و روانشناسان می توانند آن را بسنجند. این بر اساس بسیاری از تحقیقات علمی در زمینههای مختلف از روانشناسی گرفته تا انسانشناسی و زیست شناسی است.
بیشتر تست های هوش به زبان یا منطق یا هر دو نگاه می کنند – اینها فقط دو مورد از هوش هستند. موارد دیگر شامل موسیقی، فضایی، بدنی / حرکتی، بین فردی، درون فردی و طبیعت گرایانه هستند. من دو ادعا می کنم. اولین ادعا این است که همه انسان ها همه این هوش ها را دارند. این بخشی از تعریف گونه های ماست.
ادعای دوم این است که، هم به دلیل ژنتیک و هم به دلیل محیط زیست ما، هیچ دو نفری وجود ندارند که از مشخصات دقیقا یکسانی برخوردار باشند، حتی دوقلوهای همسان، زیرا تجربیات آنها متفاوت است.”
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.